مرتضى راوندى

704

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

عموما راجع به فوايد تجارتى است . . . مدار آبادى دنيا بر رونق تجارت است . . . اگر ايران هر سال بيست كرور تومان مال به روسيه ببرد و بيست كرور تومان مال از روسيه بياورد ، در اين معامله هم ايران و هم روس منفعت خواهند كرد . . . در انگليس ، زغال زياد هست ، در روس گندم زياد ؛ در چين چاى زياد عمل مىآورند ، در ايران ترياك زياد است ؛ روس گندم مىدهد زغال مىگيرد ؛ ايران ترياك مىدهد ، چاى مىگيرد ؛ هر چهار دولت از معاوضهء اين امتعه منفعت مىبرند . در ايران پول كم است ، به علت اين‌كه در ايران دادوستد كم است . . . مقدار داد و ستد يك ملك بسته به مقدار امتعهء آن ملك است . . . به جهت آبادى يك ملك ، بجز تكثير امتعهء آن ملك راه ديگر نيست . . . يك شرط زيادى امتعه زيادى مشترى است . . . قلت فروش يك متاع موجب قلت توليد آن متاع است . . . يكى از تكاليف اصلى دول اين است كه از براى امتعهء ممالك خود ، در هر جاى دنيا ، مشترى زياد پيدا بكنند . . . اگر مشترى امتعهء انگليس در دنيا كمتر شود ، آبادى و قدرت انگليس هم ، به همان درجه ، در دنيا كمتر خواهد شد . اين‌كه دول فرنگستان در آسيا و آفريقا و در جميع اكناف دنيا با آنهمه حرص و شدت ، ممالك تازه پيدا و ضبط مىكنند ، هيچ مقصود و فايده‌اى در نظر ندارند مگر اين‌كه بواسطهء استقرار امنيت و باز كردن بنادر و مزيد آبادى آن ممالك ، از براى امتعهء خود مشترى تازه پيدا نمايند . دول آسيا اين مقصود دول فرنگستان را هيچ نمىتوانند بفهمند ، به علت اين‌كه هنوز نفهميده‌اند كه تكثير مشترى از براى تكثير امتعه از براى شوكت و قدرت يك دولت ، چه اساس معظم است . . . راه زياد شدن مشترى يك متاع ، ارزانى آن متاع است . . . روسها سالى چندين كرور تومان گندم به انگليس مىفرستادند . ينگى دنيا ( آمريكا ) همان گندم را ارزانتر از روس به خاك انگليس رسانيد ؛ گندم روس ، باينجهت ، شكست خورد . . . سپس ملكم ، بتفصيل ، از اهميت اقتصادى راههاى ارتباطى در فعاليتهاى اقتصادى سخن مىگويد و مىنويسد : ايران مىتواند سالى سى كرور تومان فقط پشم به خارج بفروشد . چون راه ندارد ، اين سى كرور تومان متاع ، هم از براى ايران هم از براى دنيا ، مفقود مىماند . . . اگر اولياى دول آسيا معانى اين مسألهء راه را به قدر اطفال مدارس فرنگستان شكافته و فهميده بودند ، حالا صد بار راههاى آسيا ساخته شده بود . سپس از مقررات اقتصادى گمركهاى داخلى در ايران و آشفتگى عيار مسكوكات و ضررها و زيانهاى آن بحث مىكند و مىنويسد : براى توليد كالا ( متاع ) سه شرط لازم است : اول ، اسباب طبيعى : اگر آفتاب و خاك و آب نباشد گندم عمل نمىآيد . دوم ، كار : تا كار نكنند نه گندم عمل مىآيد و نه ساعت ساخته مىشود . سوم ، سرمايه : كسى كه گندم مىكارد و ساعت مىسازد ، تا منزل و خوراك و لباس و آلتهاى كار و يك مقدار علم و يك مقدار پول نداشته باشد ، گندم و ساعت به عمل نخواهد آمد . منزل و خوراك و لباس و آلتهاى كار ، و علم و پول جزو سرمايه هستند . شرط اولى ، يعنى آفتاب و خاك ايران ، بيشتر و بهتر از اغلب ممالك ديگر ، محصولات به عمل مىآورد . شرط دوم در ايران خيلى هست ، به اين معنى كه مردم ايران بسيار كار كن و بسيار باهوش هستند . شرط سوم ، يعنى آلتهاى كار و لوازم زندگى و